روستای خیارج

این پست ثابت است

خیارج روستایی است جزء دهستان رامند بخش بوئین شهرستان قزوین. روستای تاریخی خیارج از توابع بخش رامند شهرستان بویین زهرا می‌باشد. این روستا در 49 درجه و 43 دقیقه طول جغرافیایی و 35 درجه و 48 دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد. خیارج از جنوب به دانسفهان، از شمال به لوشکان، از شمال شرقی به قلعه هاشم خان و از غرب به روستای یار آباد (منطقه ییلاقی منسوب به پرویز یار افشار سناتور انتخابی شاه) و جعفر آباد منتهی می‌شود.

مردم روستای خیارج مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. ایشان به زبان تاتی صحبت می‌کنند..

وبلاگ قدیمی ما را در پارسی بلاگ هم می توانید ببینید

متأسفانه سایتهای پشتیبانی کننده ی تصاویر پس از مدتی عکسها را پشتیبانی نمی کنند و دیده نمی شود

اسامی شهدای خیارج

اسامی شهدای خیارج


ردیف


نام


نام خانوادگی


نام پدر


تاریخ تولد


تاریخ شهادت


محل


شهادت


1


محمدابراهیم


آقاعلیخانی


معصومعلی


2/7/34


29/2/59


سنندج


2


مرتضی


آقاعلیخانی


سلیمان


7/6/50


31/1/67


شیخ محمد


3


علی بابا


آقاعلیخانی


رحیم


----


1360


فکه


4


محمدعلی


آقاعلیخانی


علی اکبر


4/3/44


25/12/66


حلبچه


5


مرتضی


آقاعلیخانی


محمد


1/4/46


24/2/65


فاو


6


هانی


آقاعلیخانی


اباذر


 


 


 


7


علی


آقاعلیخانی


قدرت ا...


7/1/41


7/1/61


شوش


8


اباصلت


آقاعلیخانی


میرزا


1/1/43


8/3/61


خرمشهر


9


خلیل


آقاعلی


 


 


 


 


10


محمود


محمدقاسمی


حسن


2/6/41


1/2/65


فاو


11


محمدباقر


امیری


علی اصغر


7/1/40


25/11/63


فاو


12


منصور


علی وردیخانی


عباس


1/8/43


14/8/63


شرهانی


13


صادق


محمدخانی


اباصلت


1333


1362


مریوان


14


محمد


محمدخانی


اباصلت


1347


1361


شلمچه


15


فتح ا...


محمدخانی


حبیب ا...


1345


1367


بیاره


16


جلال


میرزاحسینی


یدا...


1346


1361


سومار


17


محسن


میرزاحسینی


اسمعلی


1346


1368


دهلران


18


علی


میرزاحسینی


قنبر


 


 


 


19


ابراهیم


احمدخانی


 


 


1362


مریوان


20


شیخ اسماعیل


مالکی


میرزاعلی


1311


1366


تهران


21


علی اصغر


حیدرخانی


علی


1347


1365


شلمچه


22


نصرا...


حیدرخانی


حسین


 


 


 


23


حسین


حیدراولاد


 


 


 


 


24


عباس


حسین زاده


علي اصغر  

 ١٣٣٤ 


 


 


25


حسین


فروزانفر


 


 


 


 


26


علی


احمدزاده


 


 


 


 


27


احمد


امیری


 


 


 


 


مدفش این شهدا در شهرهای تهران، قزوین ‍، کرج و خیارج است

نمایشگاه ادوات کشاورزی خیارج

نمایشگاه ادوات کشاورزی خیارج 1390

وسایلی که لینک تصاویر  آنها را در ادامه خواهید دید، از ابزار آلات کشاورزی و زندگی روز مره ی مردم خیارج در دهه های اخیر(قبل از رسوخ تکنولوژی) می باشد و زحمت تهیه ی این ابزار آلات را فعال فرهنگی روستا، جناب آقای علی محمد آقاعلیخانی کشیده اند. (عکاس فعلاً نا معلوم)

این ابزار آلات در نمایشگاهی در تهران طی سال 1390 به معرض نمایش گذاشته شده است.

کوزه ها+ خمره ها+ لگن سفالی+ تیر و کمان+ پالان الاغ+ ابزار ریسندگی+صندوق+ خمره+ قالب خشت+جوراب پشمی

وسایل چاه کنی

وسایل نانوائی 1

//  نانوائی2

//  نانوائی 3

صندوق ها

تور کاه بری

طناب دست باف

خمره ها

صندوق انگور بری

گاو آهن

کوزه ها

طشت ها

خمره ها

دیزی

صندوق اموال

ترازوی لاستیکی 1

ترازوی لاستیکی 2

ابزار علف خرد کنی

ترازوی فلزی

مشک کره گیری

علف خرد کن

جاجیم بافی

ابزار کشاورزی

گالری عکس خیارج 1390

عکسهای خیارج در سال 1390

تپه ی باستانی

گلزار شهدا

میدان کشاورزی

مسجد و حسینیه امام خمینی

نمائی دیگر از تپه باستانی

امام زاده غریب

بسیج خیارج

تابلوی ورودی خیارج

جاده ورودی روستا

غروب دل انگیز

خیارج از دور1

خیارج از دور2

مرغ بسم الله

شهید روحانی

تابلو راهنما

تپه باستانی

مسجد بالای تپه باستانی

نمائی از ده

نمائی دیگر

آفت ماهواره در روستاها

تپه از محلی دیگر

میدان قره باغ

محلی دیگر از ده

پائین تپه






شعر/یار من

یار من
آفتاب پس پرده، انتظار من و توست

سایه‌های غم واندوه، غبار من وتوست

من نه تو منتظریم، بلکه او منتظر است

از برای فرجش، چشمهایش به در است

اذن مولا چو رسد، یک شبی در عرفات

یا که آنسوی منا، شده هنگام برات

وجه او منبسط و، دست او رو به خدا

شاکر از لطف ولی، منتظر بهر ندا

ای خدای خوب ما، کم نمودندت دعا

عارفان راه حق،‌ بهر امداد و لقا؟

پس کی آید سوی ما، ابن نرجس یا حسن

تا گشاید پرده‌ را، از فضای باز تن

یا بپوشد جامه‌ای، ازحریر و با فَرح

تا نماید عزم رَزم، با سِلاح و با زِره

نسل دشمن بر کَند، از زمین و از زمان

نسل نو از بر کُند، در میان این جهان

اشتیاق دیدنش، روز افزون می‌شود

زانکه او را مادرش، ماه گردون می‌شود

یا رب آن ماه منیر، آن مه شبهای تیر

                               از من و مَنهای پیر، می نگردد دل اسیر

  هاشم مالکی
22/9/86

گالری عکس خیارج تیر ماه 1391

تیر ماه 1391

مزارع کشاورزی

گندم 1

شبدر 2

شبدر 3

یونجه 4

باغهای میوه جدید

هلو

شلیل

میدان قره باغ

رنگین کمان

باران 1

باران 2

باران 3

باران 4

باران 5

باران 6

باران 7

پس از باران



شعر/شب جمعه

شب جمعه

هفته ها می گذرد

روز و شب، هفته و ماه

گر چه ما صبر نداری

چه سودی از آه

بلکه در صبح ظهور

یا که هنگام غروب

در پس پرده ی غیب

چشم ما هست به راه

که نکوشیم به جد

در پی دیده شاه

بلکه افسرده ی هجر

غافل از خویشتنیم

زانکه ارباب دلم

خود بیاید بر کاه

تقدیم به مولایم و آقایم و فرمانده کل قوایم، حضرت حجت بن الحسن العسکری (عج) روحی فداه

مولای من/شعر


مولای من


ای گل زیبای من، عشق تو سودای من


عشق تو سودای من، ای گل زیبای من


ای مَی صهبای من، مست تو لبهای من


مست تو لبهای من، ای مَی صهبای من


ای همه آوای من، رای تو آرای من


رای تو آرای من، ای همه آوای من


ای دُر دریای من، عبد تو مولای من


عبد تو مولای من، ای دُر دریای من


ای شهِ دنیای من، ملک تو سُکنای من


ملک تو سُکنای من، ای شهِ دنیای من


ای مهِ شبهای من، راه تو املای من


راه تو املای من، ای مهِ شبهای من


ای دل رسوای من، وای تو شد وای من


وای تو شد وای من، ای دل رسوای من

 

 79/8/20نیمه شعبان


(هاشم مالکی)

شعر طنز سوگلی

گل


شعر طنز سوگلی


دختری دیدم که می بوید گلی


خنده ای کردم بدو گفتم خُلی


اخم بر من کرد و گفتا ای عمو


از چه رو خواندی مرا خُل، سوگلی؟


گفتمش در انتخاب شاخه گل


تو بسان طایری و بلبلی


لیک در هنگام تزویج و نکاح


چشم عقلت را ببندی با دلی


چون که چشمت سوی معشوقت فتَد


خون قلبت می نماید قُلقُلی


هر چه گویندت فلانی درک کن


در دهانش تند، همچون فِلفلی


آخرش با آن نگون بخت کچل


می کنی تزویج در سیر خُلی


مدتی بعد از نکاح و عشق و خوش


می کنی دادِ طلاق و دُلدُلی


چون بپرسندت چرا حرف طلاق؟


گوئی آخر کو تفاهم، کو دلی؟


ما برای هم نبودیم و نئیم


او سیِ خود، من روم سوی گلی


دخترم هشیار باش و تیز بین


هاشمت کرده نصیحت، چون گلی


20/03/1391