شعر/یار من

یار من
آفتاب پس پرده، انتظار من و توست
سایههای غم واندوه، غبار من وتوست
من نه تو منتظریم، بلکه او منتظر است
از برای فرجش، چشمهایش به در است
اذن مولا چو رسد، یک شبی در عرفات
یا که آنسوی منا، شده هنگام برات
وجه او منبسط و، دست او رو به خدا
شاکر از لطف ولی، منتظر بهر ندا
ای خدای خوب ما، کم نمودندت دعا
عارفان راه حق، بهر امداد و لقا؟
پس کی آید سوی ما، ابن نرجس یا حسن
تا گشاید پرده را، از فضای باز تن
یا بپوشد جامهای، ازحریر و با فَرح
تا نماید عزم رَزم، با سِلاح و با زِره
نسل دشمن بر کَند، از زمین و از زمان
نسل نو از بر کُند، در میان این جهان
اشتیاق دیدنش، روز افزون میشود
زانکه او را مادرش، ماه گردون میشود
یا رب آن ماه منیر، آن مه شبهای تیر
از من و مَنهای پیر، می نگردد دل اسیر
هاشم مالکی
22/9/86
22/9/86
+ نوشته شده در شنبه هفدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 7:46 توسط مالکی
|
این وبلاگ برای معرفی زبان تاتی و روستای خیارج ایجاد شده و ما سعی داریم آنچه در مورد این روستای تاریخی میدانیم در اختیار شما قرار دهیم؛ این روستا با قدمت حدود 3000 ساله در شهرستان بوئین زهرا از توابع استان قزوین قرار دارد، این روستا دارای مشاهیر علمی ادبی بوده و همکنون نیز افراد شاخصی در محافل سیاسی و مذهبی و علمی از این روستا وجود دارند که مایه مباهات است. // حتماً پیام بگذارید تا به موقع از شما تقدیر به عمل آید.... اگر شما هم خیارجی هستید و چیزی در مورد خیارج می دانید با ما تماس بگیرید تا مطلب شما را در این وبلاگ قرار دهیم... خیارج سرای ماست/// دوستانی که عکسهائی از روستای خیارج، فرهنگ و رسوم مردم آنجا دارند، به ایمیل ما ارسال کنند تا در اسرع وقت در وبلاگ قرار بگیرد/h.maleki1352@gmail.com