ب: موالید: مطابق محاسبات انجام شده میزان ولادت در خیارج 578/10% در هزار در سال می باشد (در هر سال در ازای هر 1000 نفر جمعیت بیش از 10 نفر بوده)


ج: مرگ و میر: نسبت مرگ و میر در روستا در طول سال در ازای هر 1000 نفر 4/4 نفر محاسبه شده است.



کار و بار


در چند دهه ی پیش به دلیل محدودیت های ارتباطات و فن آوری ، مشاغل روستا بر تعداد محدودی حرفه های متفرقه هم چون آهنگری، چلینگری، پالان دوزی، کفاشی، سلمانی، دلاکی، و.. محدود می گردید و عمده جمعیت روستا کشاورز و در واقع رعیت ارباب وقت بوده اند و تعدادی هم در خارج از روستا و در شهرهائی همچون تهران به کارهای ساختمانی و ... اشتغال داشتند.


به دلیل کثرت تعداد کشاورزان، شغل عمده و اصلی روستا کشاورزی بوده و هست، لکن به دلائلی از جمله عدم اصلاح اراضی و پراکندگی آن، کشاورزی از حالت سنتی چندان تغیییری نکرده است؛ اگر چه بکار گیری ابزار و ماشین آلات کشاورزی در چند سال اخیر رونق فراوانی یافته است.


کلیه کشاورزان روستا به 9 بند تقسیم می شوند، هر بند دارای حدود 20 نفر کشاورز است، که دارای سهم مشخصی از آب و زمین بوده اند، این سهم ها یا از طریق موروثی و یا از طریق خرید آب و ملک کشاورزان دیگر قابل تملک نیست.


شایان ذکر است که خیارج به لحاظ قدمت در منطقه دارای زمینهای وسیعی حدود 5 هزار هکتار می باشد، که نیمی از آن بدون آب بوده و بعضاً جهت کشت دیم استفاده می شود، اگر چه در حال حاضر بخش عمده ای از آن کشت نمی شود، و بخشی نیز موضوع کشمکش یکی از روستاهای اطراف است، که متأسفانه در چند ساله اخیر به دلائل عدیده ای شدت گرفته است.


در خصوص ابزار و ادوات کشاورزی، گفتنی است که در چند دهه ی پیش این ادوات حالت سنتی داشته و عمدتًا با نیروی گاو به کار گرفته می شد و امروزه به طور کلی برچیده شده و شاید پسمانده ی برخی از آن ها در گوشه ی یکی از انبارهای متروک روستا یافت شود، ذیلاً به چند نمونه از آنها اشاره می کنیم : (به نام محلی)


اوجار: وسیله ای برای شخم زدن، دارای دسته ی بلند و خیش آهنی که با یوغ به دو گاو بسته می شد و با هدایت یک نفر به کار گرفته می شد.


انوز: برای هموار کردن زمین های شخم خورده، شامل یک تکه الوار که با زنجیر به یک یا دو گاو بسته شده و روی زمین کشیده می شد و طبعاً کسی برای هدایت کار و اثر بیشتر روی آن می ایستاد.


تخماق: وسیله ای برای خرد کردن کلوخ های درشت که در اثر شخم زدن بیرون می آمد و نیز برای جدا کردن برخی محصولات از پوسته و ساقه ، همانند نخود و... دارای یک دسته چوبی و یک سر چوبی بود و شکلی همچون چکش بزرگ داشت.


جنجل: وسیله ای برای خرد کردن ساقه های گندم و جو، دارای سازه ی چوبی و تیغه ی آهنی و جائی به شکل نیمکت بر ای نشستن یک یا چند نفر بوده که با یوغ به گردن دو گاو نر وصل و هدایت می شد.


کتیل: سازه ای چوبی دارای دو طرف متحرک برای انتقال ساقه های گندم و جو و چوب، یونچه و... به مقصد (خانه یا خرمن) که به صورت قرینه و خورجین بعد از بستن بار، روی مرکب(الاغ) قرار می گرفت.


تور: محفظه ای شبکه ای بافته شده از طناب برای حمل علوفه و غلات و... که پس از پر کردن و بستن روی مرکب قرار می گرفت.


سایر ابزار و ادوات همچون شنه(چوبی و آهنی) بیل، پارو، خورجین، تایچه، و.... که هرکدام شکلی و کاربردی داشتند.